ابو القاسم پاينده

65

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

بيم داشتند ، ميگفتند : « همه كسب وسود ما از رباست ، حرمت ربا وزنا از ما برداريد كه ربا خوريم وزنا كنيم ومسلمان باشيم . « 1 » عاقبت آن كوشش مداوم پنجاه شصت سأله از چوپانى وباديه‌پيمائى ومقابله با حريفان وفرماندهى جنگ وتدبير أمور جماعت ونگرانى دائم از سرنوشت اسلام با آن رنجهاى توانكاه كه شمه‌اى از آن گفتيم محمّد ( ص ) را خيلى زودتر از آنچه انتظار ميرفت از پا درآورد . در سالهاى آخر اين بنيهء نيرومند كه نمونهء قوت وصلابت بود در هم شكسته بود . گفتند يك زن يهودي بانتقام كشتگان خيبر برهء بريان زهر آلود پيش آورد ووى از شانهء آن چيزى چشيد ، من ندانم اثر زهر در مزاج انسان چگونه بتدريج ظاهر تواند شد ! اما گوئى آن شرنگهاى مداوم كه از حوادث ناملايم در جان وى نفوذ كرده بود براي ويراني بنيه‌اى به نيرومندى وى كه در همهء عمر تب نكرده بود بس بود . در حج وداع چنان ناتوان بود كه طواف كعبه وسعى صفا ومروه را بر شتر كرد وآن خطبهء معروف را كه در عرفه گفت وآخرين خطبهء مفصل اوست ، با فواصل بيش از معمول گفت كه از ناتوانى ، قدرت استمرار سخن نداشت . « 2 » در همين دوران چند موى سپيد بر سر ومحاسن وى نمودار شده بود ، ميفرمود : « سورهء هود ونظاير آن يعنى همه سوره‌ها كه وصف أهوال قيامت است ، مرا پير كرد . » در سال آخر ميفرمود : « جبريل هر سال يك بار قرآن را بمن عرضه ميكرد وامسال دو بار كرد . » معلوم ميشد اين ضمير منور كه به تأييد خدا تكليف بزرگ خود را انجام شده ميديد ، از كوشش ظاهر بريده بكوشش معنوي دل بسته واز خلق رو بخالق كرده بود . گوئى در همين دوران به رؤيا ديد پسران أبى العاص

--> ( 1 ) إمتاع الأسماع ( 2 ) إمتاع الأسماع